بلبرینگ یک جزء مکانیکی است که برای محدود کردن حرکت نسبی بین قطعات و کاهش اصطکاک بین سطوح متحرک طراحی شده است. به زبان ساده، به یک قسمت اجازه میدهد بدون تماس مستقیم فلز با فلز به آرامی روی دیگری بچرخد یا بلغزد - و این عملکرد واحد تقریباً همه ماشینآلات روی این سیاره را در حال کار نگه میدارد. بدون بلبرینگ، صنعت مدرن وجود نخواهد داشت. موتورهای الکتریکی، پیشرانههای خودرو، توربینهای بادی، سیستمهای نوار نقاله، تجهیزات هوافضا، لوازم خانگی همه به یاتاقانها برای انتقال بارها و امکان حرکت دقیق بستگی دارند.
وظیفه اصلی هر یاتاقان ساده است: حمل بار در حالی که امکان حرکت را فراهم می کند. اما جزئیات مهندسی پشت این که چگونه انواع مختلف یاتاقان ها آن کار را انجام می دهند بسیار متفاوت است. انتخاب بین بلبرینگ، یاتاقان غلتکی، یاتاقان ساده یا یاتاقان سیال همه چیز را در مورد عملکرد، طول عمر، سطح صدا و هزینه نگهداری تغییر می دهد. درک این تفاوت ها آکادمیک نیست - مستقیماً بر قابلیت اطمینان ماشین و کارایی عملیاتی تأثیر می گذارد.
این مقاله انواع اصلی یاتاقان ها، نحوه انتخاب نوع مناسب، عواملی که باعث خرابی آنها می شود و نحوه افزایش عمر مفید از طریق روغن کاری و نگهداری مناسب را پوشش می دهد. چه یک مهندس باشید که قطعات را مشخص می کند یا یک تکنسین که عیب یابی یک ماشین را انجام می دهد، جزئیات عملی در اینجا مستقیماً به کار شما اعمال می شود.
یاتاقان ها به طور گسترده به یاتاقان های غلتشی و یاتاقان های ساده (کشویی) تقسیم می شوند که یاتاقان های سیال و یاتاقان های مغناطیسی نشان دهنده دسته های تخصصی هستند. در طرحهای عنصر نورد، هندسه عنصر نورد - توپ، سیلندر، مخروط، سوزن - ظرفیت بار، قابلیت سرعت و جهت بارهایی را که بلبرینگ میتواند تحمل کند، تعیین میکند.
بلبرینگ های شیار عمیق پرمصرف ترین نوع بلبرینگ در جهان هستند. شیارهای عمیق راهروی آنها به آنها اجازه می دهد تا بارهای شعاعی (عمود بر محور) و بارهای محوری (در امتداد محور شفت) را به طور همزمان تحمل کنند. آنها با اصطکاک کم حتی در سرعت های چرخشی بالا کار می کنند، حداقل نویز و لرزش ایجاد می کنند و به تعمیر و نگهداری بسیار کمی نیاز دارند. پیکربندی های تک ردیفی در موتورهای الکتریکی، گیربکس ها، پمپ ها و لوازم خانگی استاندارد هستند. انواع دو ردیفه بارهای ترکیبی سنگین تری را در محفظه های فشرده حمل می کنند. تطبیق پذیری آنها، در دسترس بودن در اندازه های استاندارد بی شمار و هزینه کم، بلبرینگ های شیار عمیق را به انتخاب پیش فرض تبدیل می کند، زمانی که هیچ شرایط بار خاصی آنها را رد نمی کند.
یاتاقانهای غلتکی مخروطی دارای عناصر غلتکی مخروطی و راههایی هستند که بهگونهای چیده شدهاند که خطوط کشیده شده از طریق سطوح تماس غلتک و جاده در یک نقطه از محور یاتاقان همگرا شوند. این هندسه به آنها اجازه می دهد تا بارهای شعاعی سنگین و بارهای محوری سنگین را همزمان حمل کنند. آنها انتخاب استاندارد برای توپی چرخ خودرو، دنده های دیفرانسیل و گیربکس های سنگین هستند. یک ویژگی مهم: یاطاقان غلتکی مخروطی باید به صورت جفت همسان و مخالف یکدیگر نصب شوند، زیرا یک ردیف تنها می تواند بار محوری را در یک جهت تحمل کند. پیش بارگیری باید در حین نصب به دقت کنترل شود تا از سایش زودرس یا گرمای بیش از حد جلوگیری شود.
بلبرینگهای تماسی زاویهای دارای مسیرهایی هستند که با زاویه تماس مشخص، معمولاً 15 درجه، 25 درجه یا 40 درجه از یکدیگر جدا میشوند. زوایای تماس بالاتر به معنای ظرفیت بار محوری بیشتر اما ظرفیت شعاعی کاهش یافته است. آنها برای کاربردهای با دقت بالا و سرعت بالا که در آن بارهای شعاعی و محوری ترکیبی به طور همزمان وجود دارند مهندسی شده اند. دوک های ماشین ابزار، توربوشارژرها و پمپ های دقیق معمولاً از بلبرینگ های تماس زاویه ای استفاده می کنند. مانند رولبرینگ های مخروطی، آنها اغلب به صورت جفت یا مجموعه ای برای تحمل بارهای محوری دو طرفه نصب می شوند.
غلتکهای استوانهای به جای تماس نقطهای، یک تماس خط با مسیر مسابقه ایجاد میکنند و بار را در یک منطقه بزرگتر توزیع میکنند. این به یاتاقانهای غلتکی استوانهای ظرفیت بار شعاعی بیشتری را در مقایسه با یاتاقانهای ساچمهای با همان اندازه فیزیکی میدهد. آنها همچنین در برابر بارگذاری ضربه مقاومت می کنند و مقادیر کمی از ناهماهنگی را بهتر از بسیاری از طرح های بلبرینگ کنترل می کنند. کاربردها شامل ماشین آلات صنعتی سنگین، موتورهای الکتریکی بزرگ، کارخانه های نورد و جعبه های محور راه آهن است. ظرفیت بار محوری متوسط آنها استفاده از آنها را در کاربردهایی با بارهای رانش سنگین محدود می کند.
رولبرینگ های کروی دارای دو ردیف غلتک بشکه ای شکل هستند که در یک راهروی بیرونی کروی مشترک اجرا می شوند. این طراحی به آنها این توانایی را میدهد که انحراف زاویهای بین شفت و محفظه را - معمولاً تا 1 درجه تا 2.5 درجه بسته به سری - بدون ایجاد فشار اضافی بر یاتاقان، ایجاد کنند. این قابلیت خود تراز شدن آنها را به یاتاقان انتخابی برای ماشین آلات صنعتی بزرگ، تجهیزات معدن، کارخانه های کاغذ و کاربردهای خرد کردن تبدیل می کند. جایی که انحراف شفت یا ناهماهنگی محفظه اجتناب ناپذیر است. آنها بارهای شعاعی بسیار بالا و بارهای محوری قابل توجهی را در هر دو جهت حمل می کنند.
رولبرینگ های سوزنی از غلتک های استوانه ای با نسبت طول به قطر بالا - معمولاً حداقل 4:1 استفاده می کنند. این به آنها ظرفیت بار شعاعی استثنایی نسبت به اندازه مقطع آنها می دهد. در کاربردهایی که فضا محدود است اما بارها قابل توجه است، غلتک سوزنی تنها راه حل عملی است. پیشرانههای خودرو از آنها بهطور گسترده در گیربکسها، محورهای بازویی و اتصالات جهانی استفاده میکنند. ابزارهای پنوماتیک و میله های اتصال موتور دو زمانه نیز به یاتاقان های سوزنی که در آن ابعاد پاکت بسیار مهم است، متکی هستند.
یاتاقانهای رانش - چه بلبرینگهای رانش یا غلتکهای رانشی - بهطور خاص برای حمل بارهای موازی با محور شفت (بارهای محوری) با حداقل ظرفیت شعاعی طراحی شدهاند. آنها معمولاً در ژنراتورها، توربین ها، مکانیسم های آزادسازی کلاچ و کمپرسورهای تهویه مطبوع خودرو یافت می شوند. هندسه صاف و واشر مانند آنها دو سطح دوار را از هم جدا می کند و از حرکت محوری جلوگیری می کند و در عین حال امکان چرخش را فراهم می کند. یاتاقان های غلتکی تراست بارهای محوری سنگین تری را نسبت به انواع توپ های رانش تحمل می کنند و در تجهیزات سنگین مانند جرثقیل ها و ماشین آلات حفاری استفاده می شوند.
بلبرینگ های ساده فاقد عناصر غلتشی هستند. یک شفت (ژورنال) در داخل یک سطح یاتاقان می چرخد، با یک فیلم روان کننده که این دو را از هم جدا می کند. آنها ساده تر، کم صداتر و فشرده تر از یاتاقان های غلتشی هستند و می توانند بارهای بسیار سنگین و بارهای ضربه ای را به خوبی تحمل کنند. انواع برنز، بابیت و PTFE انتخاب های رایج مواد هستند. کشاورزی، کاربردهای دریایی و تجهیزات ساخت و ساز به طور گسترده ای از یاتاقان های ساده استفاده می کنند. پین گوجون که یک پیستون را به شاتون اتصال در موتور دیزلی متصل می کند، یک کاربرد کلاسیک یاتاقان ساده است. نیاز به تعمیر و نگهداری بیشتر از یاتاقان های عنصر نورد مهر و موم شده است زیرا فیلم روان کننده باید به طور مداوم حفظ شود.
یاتاقان های سیال به جای سطوح تماس مستقیم، بارها را روی یک لایه نازک تحت فشار روغن، آب یا هوا تحمل می کنند. آنها به اصطکاک نزدیک به صفر و میرایی ارتعاش استثنایی دست می یابند که آنها را برای تجهیزات دقیق مانند توربین های بزرگ، دوک های ماشین ابزار و ماشین های MRI مناسب می کند. یاتاقان های مغناطیسی از نیروهای الکترومغناطیسی یا مغناطیسی دائمی استفاده می کنند تا شفت را به طور کامل معلق کنند و تماس و اصطکاک را از بین ببرند. یاتاقان های مغناطیسی فعال شامل آهنرباهای الکترومغناطیسی کنترل شده با حسگر هستند که به طور مداوم موقعیت را تنظیم می کنند. این فناوریها پیچیده و گران هستند، اما طول عمر و عملکردی را ارائه میدهند که هیچ یاتاقان تماسی نمیتواند در کاربردهای حیاتی با آن برابری کند.
انتخاب بلبرینگ اشتباه یکی از رایج ترین منابع خرابی زودرس و هزینه های غیرضروری تعمیر و نگهداری است. فرآیند انتخاب مستلزم ارزیابی چندین عامل با هم، نه به صورت مجزا است.
| عامل انتخاب | شرایط | نوع بلبرینگ توصیه شده |
|---|---|---|
| جهت بارگذاری | شعاعی خالص | غلتک استوانه ای |
| جهت بارگذاری | محوری خالص | یاتاقان توپ یا غلتک رانش |
| جهت بارگذاری | محوری شعاعی ترکیبی | تماس زاویه ای یا غلتک مخروطی |
| سرعت | سرعت بالا (بیش از 10000 دور در دقیقه) | توپ شیار عمیق، توپ تماسی زاویه ای |
| سرعت | سرعت کم، بار سنگین | رولبرینگ کروی یا مخروطی |
| ناهماهنگی | انحراف شفت یا خم شدن محفظه | غلتک کروی یا توپ خود تراز |
| محدودیت های فضایی | فضای شعاعی بسیار محدود | غلتک سوزنی |
| نویز/ارتعاش | عملیات بی صدا دقیق مورد نیاز است | توپ شیار عمیق، سیال یا مغناطیسی |
اولین سوال در هر فرآیند انتخاب بلبرینگ، جهت و اندازه بار است. بارهای شعاعی عمود بر محور عمل می کنند. بارهای محوری (تراست) در طول آن عمل می کنند. اکثر برنامه های کاربردی واقعی ترکیبی از هر دو را شامل می شوند. برای بارهای کاملا شعاعی، یاتاقان های غلتکی استوانه ای حداکثر ظرفیت را در واحد سطح مقطع ارائه می دهند. برای بارهای ترکیبی سنگین، غلتک مخروطی یا رولبرینگ کروی انتخاب استاندارد صنعت است. بارهای ضربه ای - ضربه های ناگهانی یا نیروهای ضربه - یاتاقان هایی با فاصله داخلی بالاتر و مواد مستحکم تر، معمولاً یاتاقان های غلتکی به جای بلبرینگ ها را می طلبد.
هر یاتاقان دارای رتبه بندی سرعت منتشر شده در دور در دقیقه است. فراتر از این حد باعث تولید گرما، تسریع تخریب روانکار و سایش سریع می شود. یاتاقانهای توپ معمولاً به سرعت بالاتری نسبت به یاتاقانهای غلتکی با همان اندازه حفره دست مییابند، زیرا سطح تماس کوچکتر بین ساچمه و راه آهن گرمای اصطکاک کمتری ایجاد میکند. بلبرینگ های شیار عمیق و بلبرینگ های تماس زاویه ای استاندارد کار با سرعت بالا هستند. از طرف دیگر، کاربردهای سنگین با سرعت بسیار پایین - مانند غلتکهای نوار نقاله با چرخش آهسته که بارهای زیادی را حمل میکنند - بهترین عملکرد را با طرحهای غلتکی کروی یا استوانهای دارند که تشکیل فیلم روانکاری کافی را حتی در سرعتهای سطح پایین فراهم میکنند.
در یک ماشین ایده آل، شفت و محفظه کاملاً در یک راستا قرار دارند. در واقع، تلورانسهای ساخت، انبساط حرارتی، انعطافپذیری ساختاری تحت بار، و خطاهای نصب، همگی درجاتی از ناهماهنگی را ایجاد میکنند. بیشتر یاتاقانهای غلتشی فقط مقادیر کمی ناهماهنگی را تحمل میکنند - اغلب کمتر از 0.1 درجه - قبل از اینکه بارگذاری لبه باعث استرس موضعی و خستگی سریع شود. در مواردی که ناهماهنگی مورد انتظار یا اجتناب ناپذیر است، بلبرینگ های خود تراز و رولبرینگ های کروی راه حل مهندسی شده هستند. هندسه حلقه بیرونی آنها انحراف زاویه ای شفت را در خود جای می دهد در حالی که بار را به طور یکنواخت در بین عناصر نورد توزیع می کند.
دما، آلودگی، رطوبت و قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی همگی بر انتخاب بلبرینگ تأثیر میگذارند. فولاد بلبرینگ استاندارد شروع به از دست دادن سختی بالاتر از حدود 120 درجه سانتیگراد می کند. کاربردهای در دمای بالا نیازمند یاتاقانهایی هستند که از فولاد تثبیتشده، مواد سرامیکی یا با فرمولهای گریس با دمای بالا ساخته شدهاند. بلبرینگ های فولادی ضد زنگ در برابر خوردگی در محیط های مرطوب یا خورنده خفیف مقاومت می کنند. بلبرینگهای هیبریدی کامل سرامیکی یا سرامیکی (حلقههای فولادی با عناصر نورد سرامیکی) مواد شیمیایی خورنده، دماهای بالا و کاربردهای الکتریکی جدا شده را کنترل میکنند - مانند موتورهایی با درایوهای فرکانس متغیر، که در آن جریان الکتریکی که از یاتاقانهای فولادی استاندارد عبور میکند باعث آسیب حفرهای به مسیرهای مسابقه میشود.
تحقیقات به طور مداوم نشان می دهد که نزدیک به 80٪ از خرابی های بلبرینگ به مسائل مربوط به روغن کاری مرتبط است. - نوع روانکار اشتباه، مقدار نامناسب، روانکار آلوده، یا فواصل روانکاری که بیش از حد طولانی است. روانکاری صحیح تنها اقدام تعمیر و نگهداری با بالاترین اهرم برای طول عمر بلبرینگ است.
گریس روان کننده غالب برای اکثر کاربردهای بلبرینگ المنت است. بدون محفظه مهر و موم شده در جای خود باقی می ماند، مقداری اثر آب بندی در برابر ورود آلودگی ایجاد می کند و به کاربرد مجدد کمتری نسبت به روغن نیاز دارد. گریس های مبتنی بر لیتیوم اکثر کاربردهای صنعتی عمومی را پوشش می دهند. گریس های مبتنی بر پلی اوره در سرعت های بالا عملکرد خوبی دارند و در برابر آلودگی آب مقاومت می کنند و در موتورهای الکتریکی رایج هستند. برای دماهای شدید، گریسهای ویژه مبتنی بر روغنهای پایه مصنوعی - مانند روغنهای PAO یا استر - در جایی که محصولات مبتنی بر روغن معدنی تخریب یا جامد میشوند، عملکرد خود را حفظ میکنند.
روانکاری روغن زمانی استفاده می شود که اتلاف گرما حیاتی است، زمانی که سرعت های بسیار بالا ویسکوزیته کمتری را نسبت به هر گریس می طلبد، یا زمانی که یک سیستم گردشی از قبل در دستگاه وجود دارد. یاتاقان های توربین، یاتاقان های اسپیندل با سرعت بالا و یاتاقان های گیربکس معمولاً از روغن استفاده می کنند. اصل کلیدی: ویسکوزیته باید با سرعت کار و بار مطابقت داشته باشد. برنامه های کاربردی با سرعت بالا به روغن های با ویسکوزیته کم نیاز دارند تا تلفات ناشی از خرد شدن و تولید گرما را به حداقل برسانند. یاتاقان های بار سنگین و کم سرعت برای حفظ لایه محافظ تحت فشار به ویسکوزیته بالاتری نیاز دارند.
هم روانکاری و هم روغن کاری بیش از حد به بلبرینگ ها آسیب می زند، هرچند به دلایل مختلف. یاتاقانهای بدون روغن کاری شده در تماس فلز با فلز کار میکنند و گرما ایجاد میکنند و تقریباً بلافاصله باعث سایش چسب میشوند. بلبرینگ های روغن کاری بیش از حد - یک اشتباه رایج در کاربردهای پر از گریس - گریس اضافی را به هم می ریزند و از طریق کشش چسبناک گرما ایجاد می کنند که می تواند به اندازه روانکاری ناکافی مضر باشد. برای اکثر یاتاقان های غلتشی روغن کاری شده با گریس، پر کردن محفظه یاتاقان تا حدود یک سوم تا یک دوم ظرفیت توصیه استاندارد است. برای ترکیب یاتاقان و محفظه خاص، همیشه با مشخصات سازنده مشورت کنید.
چربی برای همیشه ماندگار نیست. روغن پایه به مرور زمان خارج می شود، غلیظ کننده تجزیه می شود و آلاینده ها جمع می شوند. برای یاتاقان های صنعتی عمومی که با سرعت ها و بارهای متوسط در محیط های معمولی کار می کنند، روغن کاری مجدد هر 3 تا 6 ماه یک نقطه شروع معمولی است. یاتاقانهایی که در سرعتهای بالا، دماهای بالا، تحت بارهای سنگین یا در محیطهای آلوده کار میکنند، نیاز به توجه بیشتری دارند - به طور بالقوه ماهانه یا حتی هفتگی در شرایط شدید. سیستمهای روانکاری خودکار که مقادیر کم و دقیقی از گریس تازه را به طور مداوم ارائه میکنند، به طور فزایندهای در صنایع سنگین رایج هستند، زیرا شرایط فیلم را بدون هزینهی کار دورهای روانکاری مجدد دستی حفظ میکنند.
خرابی بلبرینگ به ندرت بدون هشدار اتفاق می افتد. یک پیشرفت کاملاً مستند در چهار مرحله وجود دارد، و تشخیص علائم در هر مرحله تعیین میکند که آیا یک یاتاقان بر اساس یک برنامه برنامهریزیشده جایگزین میشود یا باعث خرابی غیرمنتظره میشود که کل دستگاه را خاموش میکند.
در مرحله اول، با تجمع چرخه های خستگی، نقص های کوچک زیرسطحی در مسیرهای مسابقه یا عناصر نورد ایجاد می شود. این نقصها در فرکانسهای اولتراسونیک، معمولاً در محدوده 20000 تا 60،000 هرتز ظاهر میشوند که فقط با تجهیزات تخصصی نظارت اولتراسونیک یا سنسورهای لرزش فرکانس بالا قابل تشخیص هستند. بلبرینگ همچنان در پارامترهای عادی کار می کند. در این مرحله، محتمل ترین علت، لایه روانکاری ناکافی است - شکاف بین راه آهن و عنصر نورد، امکان تماس میکرو را فراهم می کند. نیازی به تعویض فوری نیست، اما رژیم روغن کاری باید بازنگری شود.
همانطور که نقص ها رشد می کنند، فرکانس های تشدید طبیعی اجزای یاتاقان را تحریک می کنند که از حدود 500 تا 2000 هرتز متغیر است. این با تجهیزات استاندارد آنالیز ارتعاش قابل تشخیص است. فرکانسهای نقص بلبرینگ - BPFO (مسابقه بیرونی فرکانس پاس توپ)، BPFI (مسابقه درونی فرکانس پاس توپ)، BSF (فرکانس چرخش توپ)، و FTF (فرکانس اصلی قطار) - در طیف ارتعاش ظاهر میشوند. در مرحله 2، جایگزینی باید ظرف چند هفته برنامه ریزی شود، نه چند ماه. ادامه عملیات با نظارت منظم قابل قبول است، اما پنجره مداخله برنامه ریزی شده در حال بسته شدن است.
مرحله 3 آسیب قابل مشاهده به مسیرهای مسابقه و عناصر نورد - سوراخ شدن، پوسته شدن و خستگی سطحی وارد می کند. دامنه ارتعاش به طور قابل توجهی افزایش می یابد. تولید گرما به میزان قابل توجهی افزایش می یابد. بسته به حالت خرابی، ممکن است نویز شنیداری ایجاد شود، از صدای کم صدا تا صدای جیغ بلند. در این مرحله، تعویض فوری است. ادامه اجرای یک بلبرینگ مرحله 3 خطر پیشرفت تا شکست کامل را در عرض چند ساعت یا چند روز به جای چند هفته دارد.
در مرحله 4، کف نویز ارتعاش به طور گسترده در تمام فرکانسها افزایش مییابد، زیرا ساختار یاتاقان از هم میپاشد. به طور متناقض، پیک های فرکانس نقص تیز که در مرحله 2 و 3 قابل مشاهده بودند، ممکن است در واقع با تبدیل شدن سیگنال به نویز پهن باند کاهش یابند - نشانه ای غیرمعمول اما مهم که نشان می دهد یاتاقان چند ثانیه یا چند دقیقه از فروپاشی کامل فاصله دارد. خاموش شدن فوری و جایگزینی تنها گزینه است. یک یاتاقان مرحله 4 که در سرویس خراب می شود می تواند به شفت، محفظه، اجزای مجاور و ماشین آلات متصل آسیب برساند و جایگزینی بلبرینگ را به تعمیر اساسی تبدیل کند.
پنج دلیل اصلی که بیشتر خرابی بلبرینگ را تشکیل می دهند عبارتند از:
هر یک از این علل با مشخصات صحیح، نصب دقیق و برنامه نگهداری منظم کاملاً قابل پیشگیری است.
بلبرینگی که به درستی نصب شده باشد، قبل از اینکه به عمر مفید خود نزدیک شود، بدون توجه به کیفیت، از کار می افتد. نصب صحیح نیاز به ابزار مناسب، تکنیک مناسب و توجه دقیق به تلرانس های مناسب دارد.
اساسی ترین قانون نصب بلبرینگ: نیروی نصب باید فقط بر روی حلقه نصب شده اعمال شود. هنگام فشار دادن یک یاتاقان بر روی شفت، نیرو باید فقط از طریق حلقه داخلی عبور کند - هرگز از طریق عناصر غلتشی و حلقه بیرونی. فشار دادن حلقه بیرونی در حین نصب حلقه داخلی، نیروی پرس کامل را از طریق توپ ها یا غلتک ها عبور می دهد و باعث ایجاد فرورفتگی های برینل در راهروها می شود که باعث لرزش و خستگی زودرس می شود. ابزارهای صحیح عبارتند از درایورهای آستینی که فقط با صفحه حلقه هدف تماس دارند، گرمکنهای القایی که یاتاقان را برای تداخل بدون نیرو گسترش میدهند، یا تزریق روغن هیدرولیک برای یاتاقانهای با قطر بزرگ.
حلقه های بلبرینگ باید به درستی بر روی اجزای جفت خود نصب شوند. یک حلقه چرخشی که بار را حمل می کند - معمولاً حلقه داخلی روی شفت - برای جلوگیری از خزش (لغزش روی سطح شفت تحت بار) نیاز به تداخل دارد. یک حلقه ثابت - معمولاً حلقه بیرونی در یک محفظه ثابت - میتواند از یک اتصال سبکتر و کشویی استفاده کند که امکان جابجایی محوری جزئی را برای انبساط حرارتی فراهم میکند. تناسب نادرست باعث خوردگی در سوراخهای شفت و محفظه میشود که شبیه پودر قهوهای مایل به قرمز در اطراف صندلی بلبرینگ است و نشان میدهد که حلقه در جایی که نباید حرکت میکند.
فاصله داخلی به حرکت آزاد عناصر غلتشی در داخل یاتاقان قبل از بارگیری آن اشاره دارد. بلبرینگ های استاندارد با ترخیص معمولی (CN) تولید می شوند. برنامه های کاربردی با سرعت بالا اغلب به کاهش فاصله (C2) برای محدود کردن گردش توپ یا غلتک در سرعت و کاهش ارتعاش نیاز دارند. برنامههای کاربردی در دمای بالا یا مجموعههایی با تداخلهای شدید به افزایش فاصله (C3 یا C4) برای جبران انبساط حرارتی نیاز دارند که در غیر این صورت خلاصی را از بین میبرد و باعث بارگذاری اولیه میشود. برای ترتیبات یاتاقان های جفتی - تماس زاویه ای پشت به پشت یا رو در رو یا مجموعه های غلتکی مخروطی - پیش بار باید دقیقاً مطابق با مشخصات سازنده تنظیم شود. پیش بارگذاری خیلی کم باعث می شود یاتاقان ها به هم بخورند. بیش از حد باعث گرم شدن بیش از حد و خستگی سریع می شود.
عملکرد هر یاتاقان فقط به اندازه خواص مواد آن در شرایط خاصی است که با آن مواجه است. فولاد یاتاقان سخت شده استاندارد اکثر کاربردهای صنعتی را پوشش می دهد، اما مواد تخصصی و عملیات سطحی راه را برای کاربردهایی باز می کند که فولاد استاندارد به سرعت شکست می خورد.
اکثریت قریب به اتفاق یاتاقانهای غلتشی از فولاد کروم با کربن بالا استفاده میکنند - معمولاً گریدهایی مانند 52100 - که تا 58 تا 65 HRC سخت شده است. این ماده ترکیبی عالی از سختی، چقرمگی و مقاومت در برابر خستگی را ارائه می دهد. محدودیت دمای عملی آن برای گریدهای استاندارد تقریباً 120 درجه سانتیگراد است. بالاتر از این آستانه، فولاد با تبدیل آستنیت حفظ شده دستخوش تغییرات ابعادی می شود که باعث می شود یاتاقان دقت خود را از دست بدهد.
سرامیک نیترید سیلیکون (Si3N4) ماده سرامیکی غالب در کاربردهای بلبرینگ دقیق است. یاتاقانهای هیبریدی از عناصر نورد سرامیکی با حلقههای فولادی استفاده میکنند که ترکیبی قانعکننده از خواص را ارائه میکنند: 60% چگالی کمتر نسبت به فولاد (کاهش بار گریز از مرکز در سرعت بالا)، 50% سختی بالاتر (بهبود مقاومت در برابر خستگی سطح)، عایق الکتریکی (ضروری برای کاربردهای موتور VFD) و دمای عملیاتی تا 80 درجه سانتیگراد. بلبرینگ های هیبریدی در دوک های ماشین ابزار با سرعت بالا، موتورهای وسایل نقلیه الکتریکی و تجهیزات تولید نیمه هادی استاندارد هستند که در آن آلودگی توسط ذرات سایش فلزی غیرقابل قبول است.
بلبرینگهای فولادی ضد زنگ مارتنزیتی در برابر خوردگی در محیطهای مرطوب، کمی اسیدی یا مواد غذایی به قیمت کمی سختی و عمر خستگی در مقایسه با فولاد استاندارد مقاومت میکنند. برای محیطهای شیمیایی تهاجمیتر، پوششهای اکسید سیاه، فسفات و DLC (کربن الماسمانند) مقاومت در برابر خوردگی یاتاقانهای فولادی استاندارد را بدون هزینه کامل درجه ضدزنگ افزایش میدهند. پوششهای DLC همچنین مقاومت در برابر سایش را در شرایط روانکاری مرزی بهبود میبخشند - شرایطی که یک لایه روانکننده کامل نمیتواند تشکیل شود زیرا سرعتها خیلی کم است یا بارها خیلی زیاد هستند.
اقتصاد نگهداری بلبرینگ در دو دهه گذشته به طرز چشمگیری تغییر کرده است. جایگزینی یاتاقانها به صورت واکنشی - انتظار تا خرابی - به معنای خرابی برنامهریزی نشده، آسیب احتمالی آبشاری و هزینههای کارگری اضطراری است. تعویض پیشگیرانه آنها در یک برنامه ثابت به معنای جایگزینی بسیاری از یاتاقان هایی است که هنوز عمر مفید قابل توجهی داشتند. تعمیر و نگهداری پیش بینی شده بر اساس نظارت بر وضعیت به شما امکان می دهد یاتاقان ها را در زمانی که واقعاً به آن نیاز دارند، تعویض کنید، نه قبل و نه بعد از آن.
تجزیه و تحلیل ارتعاش ابزار اصلی برای نظارت بر وضعیت بلبرینگ است. شتابسنجهای نصبشده روی محفظه یاتاقانها علامت ارتعاش مجموعه دوار را ثبت میکنند. تجزیه و تحلیل شکل موج زمانی، تجزیه و تحلیل طیف FFT، و آنالیز پوششی (دمودولاسیون) هر کدام اطلاعات متفاوتی را استخراج می کنند. تجزیه و تحلیل پاکت به ویژه برای عیوب یاتاقان در مراحل اولیه قدرتمند است زیرا فرکانسهای نقص یاتاقان را که اغلب در نویز پسزمینه ارتعاش گستردهتر دستگاه مدفون میشوند استخراج میکند. الگوریتمهای پیشرفته میتوانند 6 تا 24 ماه هشدار قبلی را از اولین نقصهای مرحله 1 تا جایی که تعویض آن ضروری است ارائه دهند - زمان کافی برای برنامهریزی تعمیر و نگهداری در خاموشی برنامهریزیشده بعدی به جای پاسخ به شرایط اضطراری.
بلبرینگی که از کار افتاده باشد گرما تولید می کند. سنسورهای دما یا ترموگرافی دورهای مادون قرمز میتوانند تجمع گرمای غیرعادی را قبل از رسیدن به سطوح مخرب تشخیص دهند. محدودیت عملی این است که دما یک شاخص نسبتاً دیر است - معمولاً فقط در مرحله 3 پیشرفت خرابی به طور قابل توجهی افزایش می یابد، زمانی که تجزیه و تحلیل ارتعاش قبلاً یک هشدار قبلی ارائه می داد. پایش دما به عنوان یک بررسی تکمیلی بسیار مفید است، به ویژه در یاتاقان ها در مکان های غیرقابل دسترس که در آن سنسورهای لرزش نصب نشده اند.
مانیتورینگ اولتراسونیک انتشارات صوتی با فرکانس بالا ناشی از نقص های اولیه زیرسطحی و شکسته شدن فیلم روانکاری در محدوده 20000 تا 60000 هرتز را شناسایی می کند. این اولین روش تشخیص موجود است که قادر به شناسایی روانکاری ناکافی قبل از هر گونه آسیب قابل مشاهده است. ابزار آلتراسونیک قابل حمل به طور گسترده برای برنامه های روانکاری مبتنی بر مسیر استفاده می شود - تکنسین قبل و بعد از گریس زدن به بلبرینگ گوش می دهد و تأیید می کند که روان کننده کافی بدون بسته بندی بیش از حد محفظه اضافه شده است.
یاتاقان ها تقریباً در هر صنعت و تقریباً در هر وسیله مکانیکی ظاهر می شوند. درک اینکه چگونه هر بخش از یاتاقان ها به طور متفاوت استفاده می کند، قضاوت مورد نیاز برای تصمیمات انتخاب و نگهداری خاص برنامه را تشدید می کند.
یک وسیله نقلیه مسافربری مدرن حاوی ده ها بلبرینگ است. یاتاقانهای چرخ - معمولاً واحدهای تماس زاویهای دو ردیفه یا واحدهای غلتکی مخروطی در مجموعههای توپی مهر و موم شده - هم بار شعاعی را از وزن وسیله نقلیه و هم بارهای محوری را از نیروهای پیچخوردگی حمل میکنند در حالی که با سرعت جاده در طول عمر وسیله نقلیه بدون روغنکاری میچرخند. شفت های گیربکس از ترکیب غلتک سوزنی و غلتک مخروطی استفاده می کنند. میل لنگ موتور بر روی یاتاقان های ساده هیدرودینامیکی (بلبرینگ های موتور) کار می کند که در سرعت کار یک لایه روغن تشکیل می دهند. آلترناتورها، پمپ های فرمان برقی و کمپرسورهای تهویه مطبوع هر کدام از ترتیبات یاتاقان مخصوص خود استفاده می کنند.
تجهیزات صنعتی سنگین - کارخانه های نورد، سنگ شکن ها، نوار نقاله ها، پمپ ها، فن ها و کمپرسورها - بیشترین تقاضا را برای کاربردهای بلبرینگ نشان می دهند. یاتاقان های غلتکی کروی در جایی که بارهای سنگین و انحراف شفت وجود دارند غالب هستند. یاتاقانهای حلقوی چرخشی با قطر بزرگ به بیلهای مکانیکی، جرثقیلها و ناسلهای توربین بادی اجازه چرخش میدهند. غلتکهای نوار نقاله بر روی کارتریجهای بلبرینگ ساده طراحی شدهاند که برای فواصل زمانی طولانی با روغن کاری شده با حداقل توجه به تعمیر و نگهداری طراحی شدهاند. کارخانههای کاغذسازی و کارخانههای فولاد در محیطهای آلوده، مرطوب و با بار بالا کار میکنند که در آن یاتاقانهای مهر و موم شده با فرمولهای گریس سنگین ضروری هستند.
کاربردهای هوافضا سختترین الزامات را در بین هر دسته یاتاقانها اعمال میکنند - دماهای شدید، سرعتهای بالا، محدوده بار گسترده، حداقل وزن و قابلیت اطمینان مطلق. یاتاقانهای محور اصلی موتور جت در سرعتهای سطحی بیش از 3 میلیون DN (قطر سوراخ در میلیمتر × دور در دقیقه) تحت بارهای حرارتی و مکانیکی ترکیبی کار میکنند. بلبرینگ های سرامیکی هیبریدی با حلقه های فولادی ابزار M50 و غلتک های نیترید سیلیکون استاندارد این موقعیت ها هستند. محرک های سطح کنترل پرواز از بلبرینگ های تماس زاویه ای با دقت بالا استفاده می کنند. بلبرینگ های سر روتور هلیکوپتر تحت بارهای نوسانی ترکیبی کار می کنند و باید در تمام شرایط پرواز کاملاً قابل اعتماد باشند. هر یاتاقان هوافضا تابع الزامات قابلیت ردیابی مواد و فواصل بازرسی تعریف شده است که در بیشتر کاربردهای صنعتی وجود ندارد.
توربین های بادی مجموعه ای منحصر به فرد از چالش های تحمل را ارائه می دهند. یاتاقان محور اصلی بارهای شعاعی بسیار بالایی را از وزن روتور و بارهای محوری متغیر ناشی از رانش باد حمل می کند، اغلب در یک محیط بسیار آلوده در داخل ناسل که دسترسی به آن برای تعمیر و نگهداری دشوار است. خرابی بلبرینگ گیربکس از لحاظ تاریخی یکی از دلایل اصلی خرابی توربین بادی بوده است ، صنعت را به سمت طراحی های هدایت مستقیم هدایت می کند که گیربکس و یاتاقان های آن را به طور کامل حذف می کند، یا به سمت ترتیبات یاتاقان با عمر طولانی تر و به شدت تحت نظارت با نظارت بر وضعیت آنلاین به عنوان تجهیزات استاندارد.
یک رویکرد تعمیر و نگهداری ساختاریافته، چرخه عمر کامل یک بلبرینگ را پوشش می دهد - از ذخیره سازی و نصب تا نظارت و جایگزینی نهایی. روش های زیر برای بیشتر کاربردهای بلبرینگ المان نورد در تنظیمات صنعتی اعمال می شود.
بلبرینگ ها باید تا زمان نصب در بسته بندی اصلی خود باقی بمانند. آنها اجزای دقیقی هستند که با تلورانس های اندازه گیری شده در میکرومتر ماشین کاری شده اند. هر گونه آلودگی یا آسیب مکانیکی در طول ذخیره سازی به طور مستقیم عمر مفید را کاهش می دهد. بلبرینگ ها را به صورت افقی در یک محیط خشک و بدون لرزش در دمای ثابت نگهداری کنید. هرگز از هوای فشرده برای چرخاندن یاتاقان استفاده نکنید - عناصر غلتشی میتوانند بدون بارگیری یاتاقان از محدودیتهای سرعت مطمئن تجاوز کنند و جریان هوا آلودگیهایی را حمل میکند که در سطوح راهرو جاسازی میشوند.